![]() |
![]() |
|
|
يكي آمد كه حرف عشقُ با ما زد دل ترسوي ما هم دل به دريا زد به يك درياي طوفاني دل ما رفته مهماني چه دور ساحلش از دور پيدا نيست يه عمري راهُ و در قدرت ما نيست بايد پارو نزد وا داد بايد دل رو به دريا داد خودش مي بردت هر جا دلش خواست به هر جا برد بِدون ساحل همون جاست به اميدي كه ساحل داره اين دريا به اميدي كه آروم مي شه تا فردا به اميدي كه اين دريا فقط شاه ماهي داره به عشقي كه نمي بينيش شباشو بي ستاره |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 8:55 توسط شکسته دل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بنام آنکه اشک را آفرید تاسرزمین وداع آتش نگیرد.سلام خدمت تمام دوستانم که وبلاگ منو برای دیدن انتخاب کردن امیدوارم از مطالب وبلاگ خوشتون بیاد.
این هم ای دی من mehran_pcman |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
|
RSS
|